ای خداوند، ای قوت من، تو را دوست دارم! خداوند، جان پناه من است. او صخرهٔ من است و مرا نجات میبخشد. خدايم صخرهٔ محكمی است كه به آن پناه میبرم. او همچون سپر از من محافظت میكند، به من پناه میدهد و با قدرتش مرا میرهاند.
پس، از داشتن آن «خار» خوشحالم؛ از اهانتها، سختیها، جفاها و مشكلات نيز شادم؛ چون میدانم كه همهٔ اينها باعث جلال مسيح میشود. زيرا وقتی ضعيفم، آنگاه توانا هستم؛ هر چه كمتر داشته باشم، بيشتر به خدا متكی خواهم بود.