اما او هر بار خواهش مرا رد كرد و فرمود: «من با تو هستم و همين تو را كافی است، زيرا قدرت من در ضعف تو بهتر نمايان میشود!» پس حال با شادی به ضعفهای خود میبالم. شادم از اينكه زندگیام قدرت مسيح را نمايان میسازد، و نه توانايیها و استعدادهای خودم را.
زيرا خدا بیانصاف نيست. چگونه امكان دارد زحماتی را كه در راه او متحمل شدهايد فراموش كند، و يا محبتی را كه نسبت به او داشتهايد از ياد ببرد، محبتی كه از طريق كمک به فرزندان خدا نشان داده و میدهيد؟
به پرندگان نگاه كنيد. غصه ندارند كه چه بخورند. نه میكارند، نه درو میكنند، و نه در انبارها ذخيره میكنند، ولی پدر آسمانی شما خوراک آنها را فراهم میسازد. آيا شما برای خدا خيلی بيشتر از اين پرندگان ارزش نداريد؟