اما آن باجگير گناهكار در فاصلهای دور ايستاد و به هنگام دعا، حتی جرأت نكرد از خجالت سر خود را بلند كند، بلكه با اندوه به سينه خود زده، گفت: خدايا، بر من گناهكار رحم فرما!
هنگامی كه از آبهای عميق بگذری من با تو خواهم بود. هنگامی كه سيل مشكلات بر تو هجوم آورد، نخواهم گذاشت غرق شوی! هنگامی كه از ميان آتش ظلم و ستم عبور كنی، شعلههايش تو را نخواهد سوزاند!