- اما بیحرمتی به روحالقدس هيچگاه بخشيده نخواهد شد، نه در اين دنيا و نه در آن دنيا.
- و به ايشان فرمود: «هر كه افرادی اينچنين كوچک را بپذيرد، مرا پذيرفته است؛ و هر كه مرا پذيرد، در حقيقت خدايی را كه مرا فرستاده پذيرفته است. بزرگی شما به اين بستگی دارد كه تا چه اندازه ديگران را میپذيريد.»
- آنگاه شاگردان و مردم را صدا زد و فرمود: «اگر كسی از شما بخواهد پيرو من باشد، بايد از آرزوها و آسايش خود چشم بپوشد و صليب خود را بر دوش گيرد و مرا دنبال كند.»
- عيسی فرمود: «به من دست نزن، چون هنوز نزد پدرم بالا نرفتهام. ولی برو و برادرانم را پيدا كن و به ايشان بگو كه من نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما بالا میروم.»
- ايمان خود را به آنچه كه از اول شنيديد، حفظ نماييد زيرا اگر چنين كنيد، هميشه با خدای پدر و فرزندش، رابطهای نزديک خواهيد داشت.
- عيسی ايشان را خوانده، گفت: «به دنبال من بياييد و من به شما نشان میدهم كه چگونه مردم را برای خدا صيد كنيد.»
- چون عيسای خداوند سخنان خود را به پايان رساند، به آسمان صعود كرد و به دست راست خدا نشست.
- برای ما كه از مسيح حيات جاودانی يافتهايم، ديگر ختنه شدن يا نشدن اهميتی ندارد. مهم آنست كه ايمانی داشته باشيم كه از آن محبت بجوشد.
- بنابراين، آماده و هشيار باشيد. مانند كسی كه آمادهٔ هر اتفاقی است، منتظر بازگشت عيسی مسيح باشيد، زيرا در آن روز، لطف و فيض عظيمی نصيبتان خواهد شد.
- واقعاً كه خداپسندانه زندگی كردن، كار آسانی نيست. اما به كمک مسيح اين امر امكانپذير است، زيرا او مانند يک انسان به دنيا آمد، و ثابت كرد كه روحی پاک و بیگناه دارد؛ فرشتگان او را خدمت كردند؛ و مژدهٔ آمدن او در ميان قومها اعلام شد؛ مردم همه جا به او ايمان آوردند؛ و او بار ديگر به جلال و شكوه خود در آسمان بازگشت.
- اما شما ای عزيزان، زندگی خود را بر پايهٔ ايمان بنا نماييد، و به ياری روحالقدس عبادت كنيد. به محبتی كه خدا در حق شما كرده، وفادار بمانيد و با صبر منتظر آن زندگی جاودان باشيد كه خداوند ما عيسی مسيح، از روی رحمت خود به شما عنايت خواهد فرمود.
- دعای من اينست كه همواره دلگرم باشيد و بوسيلهٔ ريسمانهای نيرومند محبت، به يكديگر بپيونديد و با اطمينان واقعی و درک روشن، به شناخت مسيح دست يابيد. زيرا آن راز بزرگ خدا كه اكنون آشكار شده است، خود مسيح است.
- پس اجازه ندهيد كسی از شما ايراد بگيرد و بگويد كه چرا اين را میخوريد و يا آن را مینوشيد؛ يا چرا فلان عيد مذهبی يا ماه جديد را جشن نمیگيريد؛ و يا چرا در روز مقدس شنبه كار میكنيد. تمام اينها احكامی موقتی بودند كه با آمدن مسيح از اعتبار افتادند. آنها فقط سايهای از آن «واقعيت» بودند كه قرار بود بيايد، و آن واقعيت، خود مسيح است.
- او ما را از دنيای تاريک شيطان نجات داد و به ملكوت فرزند عزيزش منتقل ساخت، همان فرزندی كه ما را به قيمت خون خود آزاد كرد و گناهانمان را بخشيد.
- اما من آن روح تسلیبخش را به كمک شما خواهم فرستاد. او سرچشمهء تمام حقايق است و از طرف ”پدرم“ آمده، دربارهٔ من همه چيز را به شما خواهد گفت.
- او اكنون در آسمان بر عاليترين جايگاه افتخار در كنار خدا نشسته است و روحالقدس موعود را از پدر دريافت كرده و او را به پيروان خود عطا فرموده است، كه امروز شما نتيجهاش را میبينيد و میشنويد.
- آنگاه عيسی ايشان را با خود تا نزديكی «بيتعنيا» برد. در آنجا دستهای خود را به سوی آسمان بلند كرد و ايشان را بركت داد، و در همان حال از روی زمين جدا شد و به سوی آسمان بالا رفت.
- فرشته جواب داد: «روحالقدس بر تو نازل خواهد شد و قدرت خدا بر تو سايه خواهد افكند. از اين رو آن نوزاد مقدس بوده، فرزند خدا خوانده خواهد شد.»
- ولی فرشته به ايشان گفت: «نترسيد. مگر به دنبال عيسای ناصری نمیگرديد كه روی صليب كشته شد؟ او اينجا نيست. عيسی دوباره زنده شده است! نگاه كنيد، اين هم جايی كه جسدش را گذاشته بودند!»
- ولی وقتی پدر ”تسلیبخش“ را به جای من فرستاد، منظورم همان روحالقدس است، او همه چيز را به شما تعليم خواهد داد؛ در ضمن هر چه من به شما گفتهام، به يادتان خواهد آورد.
- ای پدر، هر كاری نزد تو امكانپذير است. پس اين جام رنج و عذاب را از مقابل من بردار. در عين حال، خواست تو را میخواهم نه ميل خود را.
- عيسی به ايشان فرمود: «آنچه به شما میگويم، از فكر و نظر خودم نيست بلكه از خدايی است كه مرا فرستاده است.»
- مگر نمیدانی كه من میتوانم از پدرم درخواست كنم تا در يک لحظه، هزاران فرشته به كمک ما بفرستد؟
- حال، اگر من كه خداوند و استاد شما هستم، پاهای شما را شستم، شما نيز بايد پاهای يكديگر را بشوييد.
- سپس نان را برداشت و خدا را شكر نمود و آن را پاره كرد و به ايشان داد و گفت: «اين بدن من است كه در راه شما فدا میشود. اين را به ياد من بجا آريد.»






