برای شما چه فايدهای دارد اگر تمام دنيا را داشته باشيد، ولی زندگی جاويد را از دست بدهيد؟ آيا چيزی پيدا میشود كه قدر و قيمتش از زندگی جاويد بيشتر باشد؟
يوغ مرا به دوش بكشيد و بگذاريد من شما را تعليم دهم، چون من مهربان و فروتن هستم، و به جانهای شما راحتی خواهم بخشيد. زيرا باری كه من بر دوش شما میگذارم، سبک است.
حال، ببينيم ايمان چيست. ايمان يعنی اطمينان داشتن به اينكه آنچه اميد داريم، واقع خواهد شد؛ ايمان يعنی يقين داشتن به آنچه اعتقاد داريم، هر چند قادر به ديدنش نمیباشيم.
ايشان متوجه نيستند كه عيسی مسيح همهٔ كسانی را كه به او ايمان آورند، در نظر خدا پاک و بیگناه میسازد، يعنی همان چيزی كه ايشان سعی میكنند با رعايت شريعت و احكام به دست آورند. عيسی مسيح به همهٔ اين راهها پايان بخشيده است.
به اين وسيله، يعنی بوسيلهٔ ايمان ما، روح خدا ما را در مشكلات زندگی و در دعاهايمان ياری میدهد، زيرا ما حتی نمیدانيم چگونه و برای چه بايد دعا كنيم. اما روح خدا با چنان احساس عميقی از جانب ما دعا میكند كه با كلمات قابل توصيف نيست.
اين مشكلات و رنجهای جزئی ما نيز سرانجام به سر خواهد آمد، و باعث خواهد شد كه زندگی جاويد با جلالی عظيم نصيبمان گردد، كه هرگز با آن زحمات قابل مقايسه نيست.
بنابراين، از ايشان برحذر باشيد تا مانند آنان نشويد، مبادا اجر آسمانی خود را از دست بدهيد كه همه ما برای به دست آوردن آن، اينقدر تلاش كردهايم. پس بكوشيد تا پاداش خود را تمام و كمال از خداوند دريافت داريد.
لازم نيست از كسی كه ما را به طور كامل دوست دارد، بترسيم. محبت كامل خدا هرگونه ترس را در ما ريشهكن میسازد. اگر هنوز میترسيم، علتش اينست كه هنوز كاملاً يقين نداريم كه خدا حقيقتاً ما را دوست میدارد.
كه خدا واحد است، و ميان خدا و مردم، انسانی وجود دارد به نام عيسی مسيح كه جان خود را فدای تمام بشريت كرد تا با اين كار، خدا و انسان را با يكديگر آشتی دهد.
عيسی فرمود: «آن كسی كه مردگان را زنده میكند و به ايشان زندگی میبخشد، من هستم. هر كه به من ايمان داشته باشد، اگر حتی مانند ديگران بميرد، بار ديگر زنده خواهد شد. و چون به من ايمان دارد، زندگی جاويد يافته، هرگز هلاک نخواهد شد. مارتا! آيا به اين گفتهء من ايمان داری؟»